sensitive marketing چیست؟

sensitive marketing چیست؟

بازی با احساسات مخاطبان میتواند مثل یک شمیر دو لبه باشد و هم نتایج عالی و هم حاصل بدی را بوجود آورد  و می خواهیم در مورد Sensitive Marketing صحبت کنیم .
چهت نیل به فروش بیش‌تر در یک کمپانی یا این که یک تیم بایستی از مدل‌های گوناگون بازاریابی استفاده نمود . هرکدام از شاخه‌های بازاریابی میتوانند جزء مشکلات مرتبط با فروش را برطرف نمایند و در نهایت به کارگیری از یک‌سری نوع بازاریابی به صورت هم زمان می تواند تغییرات چشم‌گیری در سنجه‌های کلیدی سازمان بوجود بیاورد . همانطور که میدانید مدل‌های مختلفی از بازاریابی موجود است و در این مقاله قرار است راجع به بازاریابی حسی صحبت کرده و بعد ها متعدد این دسته بازاریابی را بررسی کنیم .

تعریف بازاریابی حسی یا این که sensitive marketing

بازاریابی حسی نوعی از بازاریابی است که به صورت یک پارچه و سیستمی , مخاطبان و مشتریان انگیزه را از روش ارتباطات برند ( کمپانی ) شناسایی کرده و انگیزه خویش را روی این گونه از مخاطبان تنظیم می‌نماید . این گونه بازاریابی سعی می نماید حواس مصرف‌کننده را به خویش جلب کند تا بتواند تاثیر قابل قبولی روی تصورات و رفتار آنها داشته باشد . بازاریابی حسی در سطح‌های متفاوتی با کاربران و مشتریان رابطه برقرار می کند و به همین خاطر میتواند رضایت‌مندی , وفاداری و احساسات مناسبی نسبت به برند در ذهن مشتری تداعی نماید .

خصوصیت های بازاریابی حسی یا sensitive marketing

هرکدام از مدل‌های بازارایی ویژگی‌های منحصر به فردی دارند که سبب تمایز آن میشود ; بازاریابی حسی هم دارای ویژگی‌هایی است که تا حد زیادی منحصر به فرد است و می‌تواند حاصل فراوان خوبی برای برند داشته باشد . اما بازاریابی حسی بسته به گونه استفاده ممکن است ویژگی‌های متمایز در کسب‌وکار داشته باشد , البته به طور کلی دارای ویژگی‌های زیر است :

رابطه دوسویه و تجربه محور با مشتری
دیده شدن بیش‌تر مارک
متمایز شدن برند و رفتن به جهت معیارهای برند لاکچری
مشغول کردن مشتری و کاربر برای خرید خودجوش محصول یا سرویس
تقویت حس وفاداری مشتری
تبلیغات دهان به دهان
تقویت رابطه با مارک
کمک به مراقبت و توسعه سهم بازار
مزایای بازاریابی حسی
یک کدام از مهم‌ترین مواردی که در بازاریابی حسی وجود دارد مزیت‌های آن است که در دیگر مدل‌های بازارایابی نیست . برای گرفتن بهترین سود باید قبل از استفاده از بازاریابی حسی مزیت‌های مختلف آن را بررسی فرمائید و در صورتی که با اهداف شما هم‌خوانی دارد آن را استفاده فرمائید . مهم‌ترین مزیت‌های بازاریابی حسی به صورت پایین است .

تقویت تبلیغات زبانی
تقویت رابطه حسی با مارک
تقویت وفاداری مشتریان
امداد به روش استراتژیک اداره
موادسازنده کلیدی راهکار بازاریابی حسی
چهت نیل به بهترین سود و بازدهی بازاریابی حسی بایستی آشنایی صحت از عنصرها راهکار بازاریابی داشته باشید . به‌دنبال مقاله عناصر گوناگون sensitive marketing را بررسی می کنیم .

چینش :

دکوراسیون دقیقا به عبارتی ترتیب‌هایی است که مشتری یا این که استفاده کننده در آن به تجربه کالا میپردازد . در شرایطی که قسمت‌های متعدد متاع یا این که سرویس از دکوراسیون صحت برخوردار باشند به تجربه خوشایند مشتری امداد می‌نمایند .
تبلیغات دهن به دهن : تبلیغات دهن به دهن احتمالا تاثیری دوچندان بیش‌تر از کمپین‌های تبلیغاتی لاکچری داشته باشد ولی قاعدتا چهت نیل به تبلیغات دهن به دهن می بایست متاع تماما پذیرفتنی و قابل قبولی داشته باشید . چنانچه فرآورده یا این که سرویس آخرین شما نقص‌ داشته باشد تبلیغات دهن به دهن صورت می گیرد ولی خیر در جهت تقویت مارک شما بلکه در جهت تخریب برندتان .
تعامل : رابطه دو طرفه دربین مشتری و مارک یک کدام از اصلی‌ترین عنصرهای بازاریابی حسی است , شما همواره بایستی توجه متعددی روی تعامل با مخاطب‌تان داشته باشید . امروزه به یاری شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی فضای مجازی تعامل با مشتریان ساده‌تر شده‌است .
بها : استراتژی‌های مرتبط با قیمت‌گذاری دوچندان اهمیت دارا هستند و چه بسا ادله ناکامی بخش اعظمی از تولید ها نیز موضوعات مرتبط با قیمت‌گذاری آنها است . در صورتیکه کالا یا این که سرویس شما قیمت‌گذاری صدق نداشته باشد مشکلات متعددی در بازار برای شما به‌وجود میاید و شاید استفاده کننده به سراغ تولیدات حریف شما میگردد . اما بها پرداختی مشتری مبتنی بر تجربه مشتری است به‌این معنی که هر چه تجربه مشتری بیش‌تر باشد رضایت او بیش‌تر و در فیض آمادگی وی برای هزینه پرداختی نیز بیش‌تر است .
تجربه : احتمالا اصلی‌ترین عنصر بازاریابی حسی عنصر تجربه باشد . تجربه عالی یا این که بد مشتری می تواند نقش فراوان مهمی در موفقیت یا این که عدم موفقیت کمپانی شما داشته باشد . مارک بایستی مدام کارایی نماید که تجربه یوزرها و مشتریان‌اش را در بالاترین مرحله ممکن مراقبت نماید .
مهم‌ترین روش های بازاریابی حسی
روش‌های بازاریابی حسی دقیقا به عبارتی حواس پنج‌گانه بشر است . شنوایی , لامسه , بویایی , چشایی و بصیرت به عبارتی روش‌های بازاریابی حسی است که شنوایی و بصیرت نقش پررنگ‌تری در جلب لحاظ مخاطب دارا هستند . مثلا بیلبوردهای تبلیغاتی را در حیث بگیرید که سهم عمده‌ای از تبلیغات شرایط فعلی را در اختیار دارا‌هستند , بیلبوردها و اکثری روش‌های تبلیغاتی دیگر تنها احساس بصیرت شمارا مشغول می نمایند و به همین خاطر است که بصیرت را مهم ترین روش بازاریابی حسی میدانند .

تلاش بازاریابی حسی یا این که sensitive marketing

بازاریابی حسی یا این که sensitive marketing به یک سری دلیل متفاوت مربوط است که به‌دنبال این کارداران را ذکر کرده‌ایم :

تناوب : شما می بایست بتوانید تناوب خوبی را برای برنامه بازاریابی خویش رعایت نمائید .
مقطع : زمان زمان کمپین بازاریابی شما اهمیت دارااست و نمی‌تواند بیش از یک زمان معلوم باشد .
شفافیت : شفافیت شایسته ترین چیزی است که مخاطبان دوست دارا هستند .
تعیین اجرا کننده مطلوب برای کمپین : شایسته ترین ایده‌ها بوسیله بدترین مجریان نابود خواهند شد .
چه طور بازاریابی حسی موفقی پیاده سازی کنیم
پیاده‌سازی یک کمپین بازاریابی حسی فعالیت چندان سختی نیست البته می بایست اعتنا متعددی داشته باشید تا بتوانید اثرات مورد نظرها را روی مخاطب بوجود بیاورید . پیاده سازی غالب یک sensitive marketing نیازمند آشنایی صحیح احساسات , نقطه ضعف‌ها و نیازهای مشتری است .

مثال های غالب بازاریابی حسی

در حالتی که خاطرتان باشد در اکثری از تبلیغات ماده های شوینده اهل ایران از صدای خاصی به کارگیری میگردد که در اثر کشیده شدن دست روی سطوحی نظیر شیشه تولید می شود . متخصصین بازاریابی حسی در کشور ایران دریافتند که مردمان جمهوری اسلامی ایران این صدا را تحت عنوان صدای پاک بودن تراز یا این که شیشه میشناسند و از همین رو در کمپین‌ها و تبلیغات از این صدا غایت استعمال را بردند .

Read More

باید برای استارت آپ خود سرمایه گذاری کنید

باید برای استارت آپ خود سرمایه گذاری کنید

حقیقت تلخی که تمامی کارآفرینان با آن روبروهستند این است که موفقیت استارت آپ نیاز به سپرده گذاری و بودجه دارد! و این میزان دارایی غالبا بایستی از منابع بیرونی تهیه شود زیرا خودِ کارآفرینان در فرایند اولیه استارت آپ سرمایه چندانی ندارند که به کمک آن به استارت آپ خودشان شتاب بدهند . البته عده‌ای نیز کارآفرین خوش شانس وجود دارد که نیازی به سرمایه بیرونی ندارند : یا این که به دلیل این که ایده استارت آپ‌شان نیاز به سرمایه زیادی ندارد و یا این که خودشان انقدر سرمایه دارند که بتوانند کارشان را راه بیندازند!

شیوه های متعددی برای به دست آوردن سرمایه اولیه برای استارت آپ وجود دارد ولی همه این راه‌ها آنطور که بایستی جواب نمی‌دهند و یا اینکه نمی توان خیلی روی آنها حساب باز کرد . با این حال , سه راه اصلی برای به دست آوردن سرمایه موجود است که از خیلی قدیم‌ها توسط کارآفرینان استفاده شده و آزمون خودش را پس داده است! در‌این مقاله به بررسی و توضیح این سه روش با اهمیت برای به دست آوردن سرمایه استارت آپ مشغول خوا‌هیم بود :استارت آپ

سرمایه فردی ( Bootstrapping )

یک نظارت چرب و چیلی از طرف یک سهامدار می‌تواند یک راه حل خیلی آسان و مطلوب برای استارت آپ شما باشد البته حقیقت همیشه انقدرها نیز راحت نیست! درضمن سرمایه مستقیمی که از سوی سرمایه گذار به کارآفرین داده می‎‌شود , درصد خیلی کمی از راه‌اندازی استارت آپ ها را پوشش می دهد ( چیزی حدود 14 درصد در سال 2012 ) . حالا این یعنی چه؟ یعنی از بین تمام استارت آپ هایی که در سال 2012 راه اندازی شدند فقط 14 درصد آنان از یک سرمایه گذار بصورت مستقیم سرمایه گرفتند! پس بقیه این استارت آپ ها چکار کردند؟

بیایید نگاهی به اینفوگرافیک زیر بیندازیم تا به پاسخ سوال بالا برسیم . این اینفوگرافیک منابع اصلی سرمایه‌گذاری استارت آپ ها در طی 1 سال را نشان می دهد .

منابع حیاتی سرمایه اولیه برای استارت آپ ها

جذاب است نه؟ راستش را بخواهید من خودم نیز که بار نخستین این اطلاعات را دیدم مقداری تعجب کردم! یعنی بیشتر از نصف استارت آپ‌هایی که راه‌اندازی می شوند به وسیله سرمایه خودِ کارآفرین راه می‌افتند! حال که کلیت قضیه دستمان آمد بهتر است سراغ هر کدام از سه روش سرمایه گذاری رفته و هریک را با جزئیات بررسی کنیم .

از جیب خودتان برای استارت آپ  مایه بگذارید! ( سرمایه شخصی )

آرزوی هر کارآفرینی این است که استارت آپ خودش را با کمک سرمایه کلانی از یک سرمایه‌گذار راه بیندازد . اما متاسفانه این آرزو برای همه کارآفرینان قابل دستیابی نیست! به این دلیل است که بخش اعظم کارآفرینان استارت آپ خودشان را با سرمایه فردی خودشان راه اندازی می نمایند .

بدین روش از سرمایه گذاری که شما به اصطلاح از جیب خودتان خرج میکند سرمایه‌گذاری فردی یا Bootstrapping میگویند . ولی الزامی نیز نیست که حتما پول خودتان باشد . می توانید از دوستان خوب و آشنایان و خانواده خودتان هم یاری بگیرید . این دو مورد نسبتاً سرمایه اکثر استارت آپ‎ها را پوشش میدهند . جزئیات بیشتر این موارد را در عکس بالا می‌توانید مشاهده کنید .

سرمایه‌ای که شما از طریق سرمایه فردی به دست میاورید ممکن است مبلغ خیلی بالایی نباشد البته حداقل هزینه‌های ضروری و اساسی شما مانند هزینه فعال سازی وبسایت یا این که خرید مواد اولیه ( در شرایطی که لازم باشد ) را تامین کرده و راه را برای سرمایه بیشتر برای شما باز می کند . از سوی دیگر چنانچه سرمایه شما کافی باشد , نه تنها قادر است هزینه‌های کلیدی شمارا پوشش بدهد بلکه می تواند فشار هزینه‌های دیگری نظیر بازاریابی و تبلیغات را کمتر بکند . بازاریابان و کارآفرینان کارشناس بدین اعتقاد دارند که هرجه یک استارت آپ بتواند هزینه‌های خودش را از روش سرمایه شخصی تامین بکند به همان اندازه قوی‌تر بوده و شانس بیشتری برای موفقیت دارد .

مراحل سرمایه شخصی با اینکه مقداری کند بود البته برای استارت آپ ما خیلی موءثر بود . تا زمانی که بتوانید از سرمایه شخصی خودتان استفاده کرده و در عین حال مزیت رقابتی خودتان را از دست ندهید , یک ابزار فراوان توانا در دست خودتان دارید که‌این اجازه را به شما می دهد که صد درصد روی برنامه‌تان تمرکز فرمایید .

نیک وودمن ( کارآفرین )

اکنون فرض کنید که شما قصد دارید برای راه اندازی استارت آپ خودتان از سرمایه فردی خودتان استفاده فرمائید البته خب سرمایه شما به این زودی‌ها آماده نمیشود و ممکن است مقداری زمان ببرد ( برای مثال چند هفته یا این که چند ماه ) . اکنون تکلیف شما چیست؟ می بایست دست روی دست گذاشته و چشم به راه سرمایه باشید؟ صد رد صد نه!

وقتی که سرمایه شما دستتان نرسیده و حاضر نیست , شایسته ترین کاری که می توانید بکنید این است که دل به دریا زده و بازار خودتان را مو به مو بشناسید , با مشتری‌های احتمالی حرف زده و داده ها جمع کنید و تمامی چیز را برای استفاده از سرمایه فراهم فرمائید . یادتان باشد که شما هر چقدر بیشتر برای استارت آپ خودتان کرده و به آن شاخ و برگ بدهید ( به عنوان مثال اطلاعات جمع نمائید , با مشتری ها حرف بزنید ) شانس شما برای دریافت سرمایه بیرونی افزایش پیدا می کند .

داشتن یک ایده عالی کافی نیست! نسبتاً در تمامی موردهای استارت آپی مسئله این است که شما قبل از این‌که کسی را راضی کنید تا روی استارت آپ شما زمان و سرمایه صرف بکند، خودتان بایستی این کار را انجام بدهید. بگذارید ساده‌تر بیان‌کنم : تا وقتیکه شما برای ایده و استارت آپ خودتان زحمت نکشید و زمان نگذارید هیچ کس دیگری این کار را انجام نخواهد داد. به هیچ عنوان سرمایه‌گذاران باید ببینند که شما با تمام قوا در این فعالیت هستید وگرنه روی استارت آپ شما سپرده گذاری نمیکنند.

چیز دیگری راجع به سرمایه شخصی است که باید بدانیم؟

بله! از آنجایی که روش سپرده گذاری فردی , اولین و مهمترین روش راه‌اندازی استارت آپ است به نظر من بهتر است که پاره ای بیشتر وارد جزئیات آن شده و ببینیم که چه ویژگی‌های به خصوصی دارد .

چنانچه حرف نیک وودمن ( که بالا نوشته بودم ) یادتان باشد وی می‌گفت که فرایند سرمایه شخصی کمی کند است. یادتان آمد؟ به حیث شما چرا استعمال از سرمایه فردی ممکن است سرعت شما ‌را یک ذره پایین‌تر بیاورد؟ جوابش خیلی نیز پیچیده نیست! زیرا به طور معمول ( استثناهایی نیز وجود دارند ولی ) سرمایه شخصی‌ای که اشخاص دارند انقدر زیاد نیست که بتوانند امور را خیلی پر سرعت پیش ببرند و بایستی به مرور از آن بهره مند شد .

بهتر است با سرمایه خود شروع کنید

چه‌گونه یک کسب و کار کوچک میتواند در سئو غالب باشد؟حتما بخوانید : چگونه یک کسب و فعالیت کوچک میتواند در سئو وب سایت برنده باشد؟
سرمایه فردی فقط جوابگوی هزینه‌های اساسی است

همینطور خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که اشخاص سرمایه‌ای دستشان دارند ولی این سرمایه پول نیست که بتوان بصورت مستقیم از آن استفاده نمود . مثلا ممکن است یک نفر برای این که سرمایه اولیه استارت آگ خودش را تامین نماید ماشینش یا این که دارایی دیگرش را به فروش بگذارد . و خب مراحل فروش نیز بهتر از من میدانید که زمان بر است .

خصوصیت دیگری که سرمایه فردی دارد و میتواند به نفع شما باشد این است که میتواند در جمع کردن کشش و مدرک اجتماعی خیلی به شما کمک کند . می پرسید چطور؟ اگر شما در ابتدای کار از یک سرمایه گذار , کمک هزینه گرفته و کارتان را شروع فرمائید ممکن است بعداز چند وقت مجدد نتوانید که از وی کمک مالی بگیرید . حالا یا خودتان خجالت می کشید یا این که این که اصلا سرمایه گذار شما مستقیما رد می‌کند و حاضر نمی شود که بیشتر از این روی ایده شما پول خرج نماید .

درحال حاضر فرض فرمائید که خرج‌های اصلی استارت آپ‌تان را خودتان داده‌اید و تا حدی پیش رفته‌اید. الان برای رشد و شناخته شدن بیشتر نیاز به سرمایه دارید. این بار اقبال یار شماست! می دانید چرا؟ زیرا اولین دفعه است که از یک سرمایه‌گذار درخواست سرمایه میکنید و مهم‌تر از آن، اینبار دست خالی نیستید! زیرا روی استارت آپ خودتان وقت گذاشته‌اید، پول خرج کرده‌اید و به عبارت دیگر، صفر نیستید . این فعالیت انگیزه سرمایه‌گذار برای کمک کردن را بیشتر میکند .

Read More